سيد حسن مير جهانى طباطبائى

526

جنة العاصمة ( فارسي )

شده باشد . غرض فاطمه سلام اللّه عليها از اين كلام تعجّب از عجله كردن انصار و شتاب داشتن ايشان بوده براى احداث بدعت‌ها و ترك سنّت‌ها و احكام الهيّه و يارى نكردن عترت پيغمبر بوده با قرب عهدى كه به پيغمبر داشتند و فراموش نكرده بودند هنوز وصيّت‌هاى پيغمبر را در حق عترت او و مىتوانستند يارى كنند فاطمه را و حق او را كسانى كه بر او ستم كردند بگيرند . و شايد مراد آن حضرت از گفتن اين كلام كه مترتّب بر چنين بدعتى كه غصب حق آن حضرت بوده مفاسد دينيّه و از بين بردن آثار دنيويّه صلّى اللّه عليه و آله باشد « 1 » . خطب : به فتح ، شأن و امر بزرگ يا كوچك را گويند . الوهي : به وزن رمى شكافتن و پاره كردن را گويند . استنهر : از نهر به تحريك به معناى گشايش و اتّساع است . الفتق : به معناى شكافتن است . الرتق : ضدّ آن است . ضمائر در هر سه راجع به خطب است . كسف النجوم : كسوف گرفته شدن نور است از آنها . أديلت الحرمة : از اداله است به معناى غلبه . و أكدت الحرمة : يعنى بخل كرده شد و كم شد خوبى . و از ابى طاهر حكايت كرده شد كه بعد از جمله « و كسفت النجوم » كه قبلا ذكر شد اين جمله را روايت كرده : « و اكتأبت لخيرة اللّه مصيبته » . اكتأب از باب افتعال از كآبه است به معناى حزن و اندوه . و حريم الرجل آن را گويند كه از او حمايت مىكند و براى دفع دشمن از او قتال مىكند . و « الحرمة » آن كسى و چيزى را گويند كه حلال نباشد هتك آن ، و در بعضى از نسخه‌ها بجاى « الحرمة » « الرحمة » آورده‌اند .

--> ( 1 ) علّامه مجلسى ، بحار الأنوار ج 29 ص 284 .